سایت بهترین ابزار


تاريخ : ۶ تير ۱۳۹۵

عزیز دلم سلام

گاهی دلم میخواهد بدانی حالم چگونه است بدانی چقدر دلتنگت هستم

اغلب دلم برایت تنگ می شود.به عکس های یادگاری مان نگاه میکنم

و هرلحظه یکبار تورا نفس میکشم.راستی آن چیزی که چندسال پیش

بردی کجاست؟اینگونه نگاهم نکن دلم را می گویم!...

تنهایی گاهی سبب می شود که در دامنه ی زندگی اتراق کنی

و بار تحملت را برشانه های کوه بگذاری تا خستگی ات کمی در برود

راستی چه حکمتی است که من بیشترغروب ها دلم برایت تنگ می شود؟

نه فکر نکنی که خورشیدی؟ نه عزیزم خورشید نیستی چون خورشید

شب ها نیست وگل های آفتابگردان را به حال خود میگذارد

اما جالب است که تو مهتاب هم نیستی که روزها بروی.

در حقیقت تو هیچ وقت نمی روی.همیشه پیشم هستی در ذهن وقلبم

حضور داری.بهترین حضور در بهترین قاب دنیا!

بمان اما اینبار از آن ماندن هایی که رفتن ندارد

اینبار به زبان عامیانه بمان.به زبان همه که وقتی تنها می شوند

ماندن کسی را زیر لب به صاحب آسمان هادرمیان میگذارند

یک بار هم برای کسی که یک عمر برایت می میرد بمان

اما نه با سکوت...بگو بنویس...نقاشی کن.که بخاطرمن مانده ای
دوباره سلام را می نویسم که زحمت دوباره ی لب هایت را برای

پاسخش نبینم....فدایت شوم همین که ته دلت چیزی مثل پاسخ تکان

بخورد برایم کافی ست هروقت نیستی طفل دلم لجوجانه پا برزمین

می کوبد.وهر لحظه تورااز من میخواهدجوابش را چه دهم که راهایی

از دستش بسی دشوار است و من سخت ناتوان!

همیشه قصه ی کهنه ی آمدنت را برایش تکرار میکنم تاآرام آرام

بخواب رود....اما تا به کی او را دلخوش به آمدنت کنم؟؟

خسته ام تا به کی فریبش دهم؟؟؟

همین فردا قسم میخورم فراموشت کنم اما چگونه؟؟

وقتی باران و بیدمجنون وسیب سرخ تداعی کننده ی توست

نه هنوز از سنگ نشده ام

بادکنک بغضم بی اراده می ترکد،طفل دلم هراسان از خواب می پرد

و دوباره تو را بهانه میکند..............

دوست داشتن تو دردی ست که تمامی ندارد!

افسوس محبوبم که دیگر نیستی افسوس



ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
[ ]